گردشگری وحشت چیست؟
گردشگری وحشت (Haunted Tourism)، شاخهای متفاوت از دنیای گردشگری است، شاخهای که کالایی عجیب و چه بسا ترسناک برای عرضه دارد.
مشتریان این حوزه نیز متفاوتند، آنها بیپروا به جستجوی ترس میروند. اینجا دیگر خبری از مسافرت در میان بهشتی زمینی یا بازدید از آثار معماری آن چنانی نیست، اینجا دلهره است که سایه میاندازد بر مسیر پیش روی تان.
حضور روح و باور به وجود آن امری است که بسیاری به حقانیت آن ایمان دارند، اما اینکه ارواح به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در زندگی انسان دخیل شده، حضور یافته یا نقشآفرینی کنند، محل تردید بسیاری است. اشباح و اجنه نیز از دیگر مخلوقات دنیای فعالیتهای ماوراییاند که باز هم موجودیت آنها درگیر همین شک و تردید است. با وجود آنکه حتی در کتاب آسمانی ما، قرآن هم به حضور جن اشاره شده است، اما بسیاری باز هم در این مورد دچار دوگانگی شدهاند.
تورهای بسیاری با موضوع ارواح وجود دارند که در یک چیز با هم مشترک هستند و آن هم داستانی ترسناک است که حول حضور یک یا چندین روح شکل گرفته است. گاهی راهنما شما را به پیادهروی مهیج در مکانهای تاریخی و البته تسخیر شده میبرد و گاهی نیز به بازدید از جایی میروید که به نحوی با ارواح رابطه دارد. معمولا هنگام حضور در این گونه تورها، شنوندهی داستانهایی در مورد ارواح، افسانهها و رویدادهای تاریخی مرتبط هستید. بسیاری از این تورها پای پیاده برگزار شده و در قالب آن بازدیدکننده توسط راهنمای تور از یک مکان به مکان بعدی هدایت میشود. گاهی راهنمای تور برای جذابیت بیشتر، خود به لباس مردمان قدیم ملبس شده و گاهی هم گریم ترسناکی بر چهره دارد. البته گروهی ترجیح میدهند یونیفورم معقولتری انتخاب کرده و در عوض بار معنایی بیشتری به داستانهای ارواح خود ببخشند.
جاذبه های گردشگری وحشت در آمریکا
در این مطلب به سراغ معروفترین جاذبههای گردشگری وحشت در کشور آمریکا رفته و آنها را به شما معرفی خواهیم کرد، با ما همراه باشید.
عمارت پیتاک (Pittock)، پورتلند، اورگن
دو زوج اورگنی به نامهای «هنری و جرجیانا پیتاک» تصمیم گرفتند به مناسبت ورود به دوران طلایی زندگیشان (ازدواج طلایی، ازدواجی که دست کم ۵۰ سال به طول انجامیده باشد)، این خانه رویایی را بسازند. در سال ۱۹۰۹ این عمارت نشانی از طراحی مبتکرانه و معماری باشکوه بود، اما متأسفانه این زوج مسن قبل از وداع ابدی خود، تنها چندسال از زندگی خود را در آنجا سپری کردند. جرجیانا در سال ۱۹۱۸ دار فانی را وداع گفت و یک سال بعد همسرش هنری نیز به او پیوست. از آن زمان این ساختمان مکانی عمومی اعلام شد که از قضا شاهد رخدادهای عجیبی است.
بر طبق گزارشات ارائه شده گاهی رایحهی رز, که گل محبوب جرجیانا بود، در ساختمان استشمام میشود در حالی که هیچ گلدان گل رزی در اتاق نیست. همچنین نیز نقاشی دوران کودکی هنری نیز به صورت خودبخود از اتاقهای مختلف خانه سردر میآورد. به نظر میرسد مرگ, دلیل کافی برای این این زوج خوشبخت نبوده که خانهی محبوب و رویایی خود و یکدیگر را ترک کنند.
آسایشگاه روانی Trans-Allegheny، وستون (Weston)، ویرجینای غربی
این آسایشگاه روانی در سال ۱۸۶۴ تأسیس و درهای خود را به روی بیماران گشود. در طول دههی ۱۹۵۰ این منطقه شاهد رشد جمعیت بود و این آسایشگاه نیز در آن زمان بیش از ۲۴۰۰ بیمار داشت، هر چند گنجایش اصلی ساختمان تنها مناسب اسکان ۲۵۰ بیمار بود.
این شلوغی و ازدحام و به دنبال آن کمبود امکانات، باعث افزایش رفتارهای غیر انسانی با بیماران شد. به طوری که شماری از آنها را در قفس انداخته و یا آنها را در مکانهای سرد نگهداری میکردند. ادامه این وضع باعث ایجاد موجی از خشونت در میان بیماران شد به طوری که با آتش به جان کارمندان افتادند. در نهایت این تمیارستان در سال ۱۹۹۴ تعطیل شد، اما ظاهرا ارواح ناراضی بیماران هنوز هم مایل به ترک ساختمان نبوده و نیستند.
تورارواح این روزها در این بیمارستان قدیمی دائر است که با گشت و گذار در میان راهروهای خالی و متروکه این ساختمان، حس و حال ترسناکی را به بازدیدکنندگان منتقل میکنند.
هتل مونته ویستا (Monte Vista)، فلگستف (Flagstaff)، آریزونا
این هتل تجربیات عجیبی از حضور مهمانان ماورایی را در کارنامه دارد که از قضا بیش از ترسناک بودن، عجیب و غیرمنتظره هستند. به عنوان مثال یکی از این ارواح عادت عجیبی در آویختن گوشت خام از لوسترهای واقع در اتاق شماره ۲۱۰ دارد. از سوی دیگر روح دو زن اغلب در طبقه سوم هتل پرسه میزنند و گاهی شبها به سراغ مهمانان خفته رفته و سعی میکنند آنها را در خواب خفه کنند.
روحی دیگر جیغ زنان کارمندان هتل را تعقیب کرده و آزار میدهد و حتی گفته میشود هنرپیشهی معروف دنیای فیلم وسترن «جان وین» (John Wayne) در زمان اقامت خود در این هتل، ماجراهای ماورایی را تجربه کرده است.
عمارت میرتلز (Myrtles)، فرانسیسویل (Francisville)، لوئیزیانا
این عمارت در سال ۱۷۹۶ توسط ژنرال «دیوید بردفورد» ساخته شده و امروزه به عنوان یکی از تسخیر شدهترین مکانهای کشور آمریکا شناخته شده و معروف است. برطبق شایعات موجود ظاهرا این عمارت روی قبرستان قدیمی سرخ پوستان بنا شده و دست کم پذیرای ۱۲ روح مختلف است.
معروفترین روح این عمارت، روح بردهای به نام «کلوئه» است که برای انتقام از مالک و ارباب سختگیر خود، دو کودک او را با کیک مسموم کشت. به دنبال این جنایت او به دست دیگر بردگان به دار آویخته و کشته شد. میگویند از آن زمان تاکنون روح او در این خانه پرسه میزند.
کوئین ماری، لانگ بیچ (Long Beach)، کالیفرنیا
کشتی جنگی متعلق به جنگ جهانی دوم که از ۱۹۳۶ تا ۱۹۶۷ در خطوط اقیانوس پیما و به عنوان کشتی لوکس مشغول فعالیت بود. دست کم یک قتل در این کشتی رخ داده و همین امر منبع داستانهای ارواح بسیاری است.
این کشتی در سال ۱۹۶۷ توسط شهر لانگ بیچ خریداری شده و به عنوان هتل مورد استفاده قرار گرفت و به دلیل شایعات موجود پیرامون تسخیر شده بودن، مورد توجه گردشگران و بازدیدکنندگان مشتاق ترس و وحشت قرار گرفته است.
ساختمان دادگاه Calcasieu، دریاچه چارلز، لوئیزیانا
تونی جو هنری (Tony Jo Henry) زنی بود فرومایه که در سطوح ملی از اسم و رسم ناخوشایندی برخوردار بوده و در نهایت در سال ۱۹۴۰ مردی را در کمال خونسردی به قتل رساند. در نهایت بعد از برگزاری چندین جلسه دادگاه، هیئت منصفه به این نتیجه رسید که این زن اگرچه رفتاری به ظاهر دلپذیر دارد، اما باید برای عمل مجرمانهی خود تاوان پس دهد. او نخستین زن در ایالت لوئزیزانا بود که محکوم به مرگ با صندلی الکتریکی شد.
گفته میشود از زمان مرگش تاکنون، روح او در ساختمان دادگاه باقی مانده و کارمندان شاغل اغلب از حس حضورش و نیز رایحهی ناشی از سوختن موهای او صحبت میکنند. بسیاری ادعا میکنند که هدف او از این کار، شکنجه کردن آنها و سختتر کردن زندگی برای کارمندان است.
فانوس دریایی سنت آگوستین، فلوریدا
سالانه دست کم دویست هزار نفر به بازدید این فانوس دریایی میآیند، اما شهرت این مکان بیشتر به خاطر بازدیدکنندگان متفاوتی است که اهداف دیگری را در سر میپرورانند.
چندین حادثهی غمانگیز در این سازه رخ داده که در کنار بعد تاریخی و ارزشمندش، به دلیل فعالیتهای ماورایی نیز به شهرت رسیده است. یکی از نخستین اتفاقات مرگ نگهبان فانوس دریایی است که ظاهرا حین نقاشی کردن برج فانوس، سقوط کرده و کشته شده است. عدهای باور دارند روح او هنوز هم آنجا حاضر بوده و گاهی در زمین اطراف فانوس دریایی مشاهده شده است. اتفاق ترسناک دیگر به مرگ سه دختربچه اشاره دارد که حین بازی در فانوس سقوط کرده و به داخل اقیانوس افتادند. بازدیدکنندگان میگویند هنوز هم گاهی صدای خندههای شاد آنها در خود فانوس و محیط اطراف آن به گوش میرسد.
هتل ملکه آن (Queen Anne)، سانفرانسیسکو
عملیات ساخت ساختمان این هتل در سال ۱۸۹۰ به اتمام رسید، اما این هتل ویکتوریایی در ابتدا به عنوان یک مدرسه تعلیم آداب معاشرت برای دختران جوان مورد استفاده قرار داشت. اما مدتی بعد این مکان از نو و به عنوان هتلی ۴۸ اتاق خوابه متولد شد. البته بسیاری از بخشهای ساختمان قدیمی تا به امروز همچنان باقی ماندهاند.
روح دوشیزهای به نام «مری لیک» (Mary Lake) که آخرین سرپرست مدرسهی دخترانه بوده، ظاهرا این هتل را به تسخیر خود درآورده و اغلب در اتاق ۴۱۰ که دفتر کار سابقش بوده، مشاهده میشود. مهمانانی که شب را در این اتاق سپری میکنند ممکن است با حوادثی عجیب و ماورایی مواجه شوند. مثلا وقتی صبح از خواب بیدار میشوند لباسهای نامرتبی را میبینند که این سو و آن سوی اتاق ریخته شده یا پتوها به شدت دور آنها پیچیده شدهاند.
مهمانخانه B&B لیزی بوردن (Lizzie Borden)، فال ریور، ماساچوست
بیشک، معروفترین مهمانخانه در نیوانگلند، خانه لیزی بوردن در «فال ریور» (Fall River) است. لیزی بوردن متهم به قتل توأم باخشونت پدر و نامادری خود بود. خانهی محل وقوع این قتل امروزه به موزه و مهمانخانهای مبدل شده که به بازدیدکنندگان خود اجازه میدهد شبی را در این خانه و در همان اتاقهایی سپری کنند که دو مقتول این حادثه شب را در آنجا به صبح رساندند، جایی که «اَبی بوردن» آخرین نفسهایش را همان جا کشیده و در حالی که در خون خود غوطهور بود، جان باخته است
مهمانان و کارمندان بارها از فعالیتهای عجیب این خانه صحبت کردهاند. از جمله صدای پا، حضور اشباحی ملبس به لباسهای عصر ویکتوریایی در راهروی منزل، باز و بسته شدن درها بدون دلیل و صدای پچپچهای آرام و یواشکی در اتاقهای خالی.
ساختمان تئاتر آمستردام، نیویورک سیتی
«الیو توماس استوری» (Olive Thomas Story) ستارهی بیچون و چرای تئاترهای موزیکال برادووی بود. او در سن ۱۶ سالگی به منهتن آمد و به سرعت برندهی عنوان زیباترین دختر شهر نیویورک شد، او همچنین یکی از اعضای افسانهای «زیگفیلد فولیز» (Ziegfeld Follies) بود. او در سال ۱۹۲۰ و در سن ۲۵ سالگی به علت استفاده از قرصهای آرامبخش دار فانی را وداع گفت.
اما مرگ او باعث جدا شدنش از این دنیای پر زرق و برق نشد، چرا که پس از مدتی نه چند طولانی، بار دیگر او به صحنه تئاتر نیو آمستردام برگشت و در این مدت بارها و بارها در ساختمان این تئاتر دیده شد. تقریبا اکثر مواقع این حضور توسط مردان حس شده است. کارمندان تئاتر هنوز هم هر صبح و شب به پرترهی او ادای احترام میکنند که در پشت صحنهی سالن آویزان شده است.
خانه والی (Whaley)، سن دیهگو
«توماس والی» این ساختمان را در سال ۱۸۵۷ در شهر سن دیگو ساخت. مدت کوتاهی بعد از نقل مکان کردن به خانه، او و خانوادهاش از شنیدن صدای قدمهای سنگین «یانکی جیم رابینسون» (Yankee Jim Robinson) در عذاب بودند، سارقی که چهار سال قبل از ساخت، در زمین این خانه به دار آویخته شده بود.
ظاهرا بدشانسی این دزد به این خانواده بیچاره نیز سرایت کرد، چرا که تاریخچهی زندگی خانواده ویلی مملو از مرگ و خودکشیهای تلخ و تراژیکی است که بسیاری از آنها در همین خانه اتفاق افتادند. دیگر اعضای این خانواده هنوز هم معتقدند این مکان تسخیر شده است و اغلب هنگام حضور در خانه از دود سیگار شکایت داشته و از استشمام رایحه عطری سنگین معذب هستند.
هتل کرسنت (Crescent)، یوریکا اسپرینگز (Eurika Springs)، آرکانزاس
از زمان ساخت در سال ۱۸۸۶، ساختمان هتل کرسنت برای اهداف مختلفی مورد استفاده بوده است: زمانی به عنوان یک اقامتگاه مجلل، زمانی یک هنرستان بانوان جوان و نیز به عنوان دانشکده. اما عجیبترین کاربرد آن متعلق به سال ۱۹۳۷ است، وقتی که یک مالک جدید به نام «نورمن جی. بیکر» (Norman G. Baker) این ملک را خریداری کرد. بیکر میلیونری مبتکر بود که گاهی تصمیماتی عجیب میگرفت. او این بار میخواست به عنوان دکتر فعالیت کند، علیرغم اینکه هیچ گونه آموزشی در این زمینه ندیده بود. او این هتل را به یک بیمارستان تبدیل و ادعا کرد میتواند سرطان را درمان کند.
البته او در نهایت ناگزیر شد دست از اینکار برداشته و شهر را ترک کند، اما گزارشات حکایت از این موضوع دارند که روح او راه خود را به این هتل پیدا کرده و ظاهرا در این مسیر تنها هم نیست. امروزه ساختمان هتل کرسنت دست کم پذیرای هشت روح است، از دختری ۵ ساله گرفته تا مردی مسن ملبس به لباسهای عصر ویکتوریایی.
ماسونیک تمپل (Masonic Temple)، دیترویت
با ۱۶ طبقه و بیش از هزار اتاق و البته یک سردر سبک گوتیک بینظیر، «ماسونیک تمپل» را باید یکی از چشمگیرترین ساختمانهای شهر دیترویت دانست. برطبق شایعات موجود، این مکان همچنین دارای جنبههای پیدا و پنهان بسیاری است که شاید در نگاه اول قابل مشاهده نباشند، مثل راهروهای مخلفی و پلکانهای نامرئی.
معروفترین افسانهای که پیرامون این سازه شکل گرفته با معمار آن «جرج دی. ماسون» (George D. Mason) در ارتباط است. ظاهرا این معمار بخت برگشته حین ساخت این سازه، سرمایهی زیادی را از دست داده و ورشکست شده است. او ناگزیر به بام این ساختمان رفته و با پریدن از آن خودکشی کرد. گزارشات متعددی در دست است که از حضور روحی صحبت میکنند که از پلهها بالا رفته و اغلب خود را به پشت بام ساختمان میرساند.













